تبلیغات
:{ بیمه کار آفرین 5533 }: - بیمه عمر از زبان مردم
 
:{ بیمه کار آفرین 5533 }:
امروز توانی و ندانی فردا كه بدانی نتوانی
درباره وبلاگ


بیمه کارآفرین نمایندگی 5533 در راستای معرفی انواع بیمه و بیمه عمر و سرمایه گذاری برای عموم مردم اقدام به راه اندازی این وبلاگ نموده است و باتوجه به احساس نیاز روزافزون هموطنان برای داشتن بیمه نامه عمر مزایا و تسهیلات پیشرفته ترین بیمه عمر ارائه شده در ایران معرفی میگردد لطفا در صورت تمایل سئوالات و نظرات خودرا ارسال فرمایید.

جهت مشاوره رایگان با شماره

09123161251
و
09196248991 تماس حاصل فرمایید.


E.MAIL : karafarin5533@yahoo.com
karafarin5533@gmail.com



مدیر وبلاگ : م.ت اقدام
نویسندگان
26 شهریور 89 :: نویسنده : م.ت اقدام

بیمه عمر از زبان مردم

دنیای اقتصاد

 

توسعه بیمه‌های عمر در كشور موضوع چهاردهمین سمینار بیمه و توسعه است كه در 13 آذرماه امسال مانند سال‌های گذشته برگزار می‌شود.


هر چند بسیاری از كارشناسان ارشد بیمه داشتن یك بیمه‌نامه عمر كه جنبه پس‌اندازی داشته باشد را اصل وجود بیمه می‌دانند و معتقدند این شخص به درستی از مزایای بیمه استفاده كرده است اما در كشور ما میل به خرید بیمه‌نامه عمر آن هم از نوع پس‌اندازی بسیار اندك است، بسیاری وجود سازمان‌های بیمه‌گری مانند سازمان تامین اجتماعی، خدمات درمانی و حتی صندوق بازنشستگی كشور را دلیل اصلی این عدم تمایل می‌دانند و گروهی اعتقاد دارند این سازمان‌ها دولتی بوده و بیش از آنچه به عنوان ایفای تعهدات می‌پردازند، توان پرداخت ندارند و با رشد تورم و هزینه‌های افراد در طول زندگی مستمری سازمان‌های یاد شده كفاف امورات را نمی‌كند و برای رفاه خانواده وجود یك بیمه‌نامه مكمل عمر و پس‌انداز الزامی است.
توسعه بیمه‌های عمر در كشور موضوع چهاردهمین سمینار بیمه و توسعه است كه در 13 آذرماه امسال مانند سال‌های گذشته برگزار می‌شود، هر چند بسیاری از كارشناسان ارشد بیمه داشتن یك بیمه‌نامه عمر كه جنبه پس‌اندازی داشته باشد را اصل وجود بیمه می‌دانند و معتقدند این شخص به درستی از مزایای بیمه استفاده كرده است اما در كشور ما میل به خرید بیمه‌نامه عمر آن هم از نوع پس‌اندازی بسیار اندك است، بسیاری وجود سازمان‌های بیمه‌گری مانند سازمان تامین اجتماعی، خدمات درمانی و حتی صندوق بازنشستگی كشور را دلیل اصلی این عدم تمایل می‌دانند و گروهی اعتقاد دارند این سازمان‌ها دولتی بوده و بیش از آنچه به عنوان ایفای تعهدات می‌پردازند، توان پرداخت ندارند و با رشد تورم و هزینه‌های افراد در طول زندگی مستمری سازمان‌های یاد شده كفاف امورات را نمی‌كند و برای رفاه خانواده وجود یك بیمه‌نامه مكمل عمر و پس‌انداز الزامی است.
براساس تعاریف مستند از صنعت بیمه می‌توان آن را از نظر كاربردی در زمینه‌های مختلف كه دارای تفاوت‌های حقوقی نیز هست به دو گروه كلی بیمه‌های اجتماعی و بازرگانی تقسیم كرد.بیمه‌های اجتماعی كه به بیمه‌های اجباری یا بیمه‌های ناشی از قانون نیز شهرت دارند بیشتر در مورد كارگران و طبقات كم‌درآمد جامعه كاربرد دارد، یعنی افرادی كه از یك‌سو نیروی تولیدی جامعه محسوب می‌شوند و از سوی دیگر خود كمتر به فكر تامین آینده و معیشت خویش هستند، در نتیجه دولت در جهت حمایت از این قشر، به موجب قانون آنها را تحت چتر حمایت بیمه‌های اجتماعی قرار می‌دهد.
اما بیمه‌‌های بازرگانی به بیمه‌های اختیاری نیز شهرت دارند و در آن بیمه‌گذار به میل خود و آزادانه به تهیه انواع پوشش‌های بیمه‌ای در سه گروه بیمه‌های اموال، اشخاص و مسوولیت اقدام می‌كند و بیمه‌گر در قبال دریافت حق بیمه در زمان وقوع خسارات، آسیب‌هایی را جبران می‌كند.
دیدگاه مردم نیز در خصوص بیمه‌های اجتماعی و بازرگانی متفاوت است و اطلاعات آنها از بیمه‌های بازرگانی بسیار اندك و تنها در اندازه خرید بیمه‌نامه شخص ثالث برای خودرو می‌باشد.
در سطح شهر به میان مردم رفتیم و نظرات آن را درخصوص بیمه جویا شدیم كه در ادامه می‌خوانید:
بلوار كشاورز، پارك لاله، ساعت 10 صبح
درحالی كه دو خانم جوان كه هر كدام كودك خود را در كالسكه گذاشته و حركت می‌كردند، جلو رفتم و گفتم: خانوما سلام، با تعجب سلام من و جواب دادند و منتظر شدند تا بقیه حرفم را بزنم خودم و معرفی كردم و كارت خبرنگاری دنیای اقتصاد را نشان دادم و توضیح دادم كه سیزدهم آذرماه روز بیمه است و ما در صدد هستیم یك ویژه‌نامه به مناسبت این روز تهیه كنیم و از این رو آمدیم در سطح شهر تا نظر مردم را در خصوص بیمه جویا شویم.
یكی از خانم‌ها گفت: خوب خانوم شوهرم الان اینجا نیست وگرنه حتما رفتار تندی با شما داشت.
چرا؟ با خبرنگارها مشكل داره؟
نه با بیمه‌ها مشكل داره، چند روز پیش ماشینش خراب شده بود گذاشته بود تو تعمیرگاه كه درست كنن، او نا هم رفته بودن باهاش بیرون و تصادف كردند، شركت بیمه پولش را نداد، شوهرم خیلی ناراحت شد.
خوب می‌دونی چرا شركت بیمه پولش و نداده؟
نه نمی‌دونم، البته بیمه‌ها كلا پول بده نیستن.
نه اینطور نیست، اگر اینطوری به قضیه نگاه كنید نمی‌تونین به درستی از مزایای بیمه استفاده كنید و این ضرریه كه متوجه شما می‌شه.
وقتی ماشین شما بیمه داره برای مواقعی كه خود شما از اون استفاده می‌كنید و وقتی ماشین مانند این بار خراب می‌شه و در تعمیرگاه است به اندازه هرچند روزی كه در تعمیرگاه باشه مثل این می‌مونه كه بیمه نداره و اگر خسارت ببینند نمی‌تونین از بیمه‌نامه شخص ثالث و بدنه استفاده كنید.
پس شوهر من خسارت ماشین و باید از كجا بده؟
باید صاحب تعمیرگاه این خسارت را بده، از اون نخواستید؟
نه، شوهرم می‌گفت وقتی بیمه خسارت نمی‌ده صافكاره می‌آد پول بده؟
بله، صافكاره باید پول بده چون ماشین در اون روز در مسوولیت اون بوده، می‌بینید بیمه تقصیر نداره، حالا اگر صاحب تعمیرگاه یك بیمه‌نامه مسوولیت داشت می‌تونست از بیمه‌ بدون هیچ حرفی پول خسارت شما رو بگیره، حالا از قضیه ماشین بگذریم اصلا نمی‌خوام این گزارش هم بشه شخص ثالث و اتومبیل، از بیمه عمر چه می‌دونید؟
بیمه عمر؟ همون بیمه كه اگر بمیری پولش و می‌دن به خانواده‌ات؟
خب آره تقریبا اینجوریه اما قرار نیست همه بمیرند تا پول بگیرن، می‌شه بیمه عمرو پس‌انداز و سرمایه‌گذاری هم خرید، حالا شما از همون بیمه‌ها كه گفتید دارید؟
نه، شنیدم كه این بیمه هم هست و می‌شه خرید اما راستش حال خیلی زوده به مردن فكر كنیم یه نگاه به دختر من بنداز تازه یك ساله شده.
اصلا این فكر و كه بیمه عمر مال زمان مردنه فراموش كن، یعنی بزار در اولویت بعدی به این فكر كن كه از حالا می‌تونی یه بیمه‌نامه عمر و پس‌انداز برای خودت یا دخترت بخری تا روزی كه دخترت شد 20 ساله خواست بره دانشگاه، ازدواج كنه و خلاصه خرج‌های دیگه چه پولی پس‌انداز كردی.


20 سال دیگه خیلی زیاده!
چند آقای مسن روی دو تا نیمكت پارك روبه‌روی هم نشسته بودند و مشغول صحبت بودن رفتم جلو، همه توضیحات را دادم و پرسیدم اصلا می‌دونید روز 13آذر روز بیمه است؟ و همگی گفتند. نه. گفتم آقایون امسال چهاردهمین ساله كه بیمه مركزی ایران سمینار برگزاری می‌كنه، كه بدتر شد چون همگی بیمه مركزیو هم نشاختند. ناچار پرسیدم، شما آقایون بیمه هستید؟ بالاخره جوابشون مثبت و همگی گفتند بله.
بیمه كجا؟
: بیمه تامین اجتماعی هستیم دیگه.
نه بیمه‌های بازرگانی؟ تو رو خدا این طوری نگاه نكنید شركت‌های بیمه، ایران، آسیا؟ اصلا ماشین دارید؟
یكی گفت: پسرم داره. آهان همون بیمه ماشین و می‌گی؟ اصلا پسرم راضی نیست.
خوب این چیز تازه‌ای نیست البته! اما اون شركت‌ها به‌جز بیمه ماشین، بیمه‌های دیگر هم می‌فروشن، مثل بیمه آتش‌سوزی، باربری، عمر، درمان و خیلی چیزهای دیگر.
:نه بابا ما از این بیمه‌ها نداریم.
خب چرا نخریدید؟ الان چقدر بازنشستگی می‌گیرید؟
:نگیم بهتره حداقل آبرومون حفظ می‌شه.
اگر بیمه عمر و پس‌انداز یك شركت بیمه بازرگانی را خریده‌بودید الان سرمایه بیشتری داشتید.
: نه بچه جان هیچ فرقی نمی‌كرد.
چرا؟
: چون از این بیمه‌ها پول گرفتن كار سختیه؟
خوب البته كه بیمه مركزی و هم نشناختید سخته باور كنید بیمه‌ها پول می‌دن و به توافقات خودشون عمل می‌كنند.
این مال دوره شما بچه‌ها است. دوره ما كه جوون بودیم انقلاب شد صاحب این شركت‌های بیمه فرار كردند دولت همه‌رو سر و سامون داد و نمی‌دونم مردم پول خودشونو گرفتن یا نه. اون موقع بیمه فقط همین ماشین و خونه بود حال مد شده می‌گن اگر ماهی آنقدر پول بدی 10 سال دیگه آنقدر پول می‌گیری اون موقع این حرف‌ها نبود!
دیگر حرف حساب جواب نداشت، درست وقتی كه باید تصمیم به خرید یك بیمه‌نامه عمر درست و حسابی می‌گرفتند تقارن پیدا كرده بود با انحلال یك سری شركت‌های بیمه خصوصی و ادغام بعضی دیگر و تاسیس 4 شركت بیمه دولتی كه طی سال‌های گذشته متاسفانه فرصتی برای اعلام حضور خود پیدا نكرده بودند!
داشتم از پارك بیرون می‌آمدم یك لبو فروش و دیدم جلوی در پارك ایستاده بود اول برای خرید لبو رفتم جلو بعد یادم افتاد این هم مورد خوبی برای مصاحبه می‌تونه باشه. گفتم آقا سلام خسته‌نباشی. گفت: خسته نیستم چقدر لبو می‌خوای؟
گفتم: 2هزار تومن نه هزار تومن كافیه. نگاه كرد و گفت: اونقدر بخر كه بفهمی چه مزه‌ای داره.
سرمو بالا گرفتم و گفتم: هزار تومن خوبه دیگه مگه لبو چنده؟ یك لبوگرد كوچولو رو از وسط نصف كرد و گفت این می‌شه هزار تومان.
نگاه كردم و گفتم خوب 2هزار تومان بده، حداقل از اون شیره هم روش بریز البته اگر نمی‌گی می‌شه 2500 تومن.
لبوفروش یه مرد حدود 40 ساله بود گفتم: اگر یه چیزی بپرسیم ناراحت نمی‌شی؟ البته اولش بگم من یه خبرنگارم گفت: واه واه از هر چی خبرنگار بدم می‌آد. لبوت و كه گرفتی برو.
با اوقات تلخی گفتم: چیه آقا طلب‌داری؟
بدهكار نیستم لبو خریدی برو دیگه. خبرنگار بیكار.
گفتم اتفاقا الان سركارم یعنی در انجام یك ماموریت اداری، گزارشی تهیه می‌كنم گزارش بیمه راستش و بخواهی خواستم از تو هم مصاحبه بگیرم.
گفت: وای چه روزیه امروز، خبرنگار و بیمه هر چی كه بدم می‌آد و چرخش و هل داد رفتم دنبالش برگشت گفت: خانم من مصاحبه نمی‌كنم آخه من چیكاره مملكتم مصاحبه كنم. دیدم اینجوریه گفتم، چنگال می‌خواستم لبوم و چه جوری بخورم؟!
وقتی راه افتادم طرف روزنامه به خودم گفتم به فرض اینكه لبوفروش اجازه می‌داد ازش سوال بپرسم. باید چی می‌گفتم؟ چرا لبو فروش شدی؟ كار بهتری نداری؟ بیمه هستی؟ بیمه عمر می‌خری؟ حتما عصبانی می‌شد شاید هم خوشش می‌اومد. مگر نمی‌گن تو هند گداها هم سر چهارراه‌ها بیمه‌نامه عمر دارن و روزانه حق بیمه پرداخت می‌كنن؟
پیاده به سمت شرق بلوار می‌آمدم یك خانم میانسال هم مسیر من حركت می‌كرد و یك ساك دستی داشت سلام كردم و گفتم: كمك می‌خواهید من می‌تونم ساكتتون بیارم.
گفت: نه متشكرم خودم می‌آرم، زیاد سنگین نیست.
دوباره گفتم: خانم مزاحم و احیانا دزد نیستم، خبرنگار روزنامه‌ام بدم هم نمی‌آد با شما هم صحبت شوم ساكتون و بدید من بیارم، سنگین به نظر می‌آد.
لبخندی زد و گفت: بفرمایید این هم ساك ولی باید تا میدون ولی‌عصر بیاری اعتراضی كه نداری؟
گفتم نه اما شما هم به سوالات من جواب بدید. با سر جواب مثبت داد و منتظر شد. پرسیدم؟ خانم چرا مردم ما بیمه نمی‌خرن؟
بیمه چی نمی‌خرن؟ همین سوال اشتباهه مثل خیلی اشتباه‌های دیگر هر روز تكرار می‌شه.
منظورتون چیه؟
عزیزم مردم بیمه نمی‌خرن چون نمی‌دون چی را باید بخرن، مردم ما همیشه بابت چیزی پول خرج می‌كنن كه بدونن اون چیز چیه؟ به چه درد می‌خوره و همون موقع هم استفاده كنن. وقتی شما می‌پرسید چرا بیمه نمی‌خرن دلیلش همین یك كلمه است نمی‌دونن باید بابت چی پول بدن.


شما باید اطلاعات خوبی داشته باشید، اما قبول كنید. مساله اصلی همون مورد استفاده سریع و بهنگام است كه باعث می‌شه مردم تمایلی به خرید بیمه نداشتند باشند.
قبول ندارم، اگر نیاز شناخته بشه و دوایی برای درد آن وجود داشته باشد مردم بیمه می‌خرن، همین خیابون و نگاه كن این همه ماشین كه هر روز تعدادشون زیاد می‌شه تقریبا همه بیمه دارن می‌دونی چرا؟ چون مردم دیگه می‌دونن بابت چی دارن پول می‌دن می‌دونن تصادف كنند باید به كجا برن و پول خسارت بگیرن اما سایر كالاهای بیمه‌ای چیزی نیست كه مردم بدونن خوب طبیعی از كنارش بی‌تفاوت بگذرند و پول بابتش ندهند.
به نظر شما مشكل كجا است؟
من یك خانه دارم دو تا فرزند دارم كه آن طرف زندگی می‌كنن و گاهی اوقات پیش آنها می‌روم اما اینجا تنها هستم، اتفاقا شوهرم هم در یك سانحه رانندگی فوت كرد كه قصه مفصلی دارد و بماند.
خیلی وقت‌ها تو خونه نشستم می‌شنوم یه دست‌فروش داره از تو كوچه رد می‌شه داد می‌زنه چه جنس‌هایی برای فروش داره؟ یه وقت با بلندگو می‌گن و یه شعرهایی هم برای اونا می‌سازن. خودت شنیدی وانت‌های میوه‌فروش می‌گن، خونه‌دار، بچه‌دار زنبیل و بردار بیار؟
خوب می‌دونی چرا می‌گه خونه‌دار، بچه‌دار، چون آدم خونه‌دار رفت‌وآمد داره و بچه‌دار كلی وسیله برای خونه می‌خواد پس می‌ره كه خرید كند. از این ساده‌تر نمی‌شه به قضیه نگاه كرد، شركت‌های بیمه هنوز به اندازه وانتهای میوه‌فروش برای معرفی كالای خود تلاش نكرده‌اند.
یك چیز دیگه هم اینكه دولت و سایر سازمان‌های ناظر باید به مردم اطمینان بدهند كه بیمه خوب است و دولت مراقب همه چیز هست.
خانم نمی‌دونم چی بگم واقعا باید مسائل را از چشم مردم نگاه كرد و قضایا را تجزیه و تحلیل كرد.
خداحافظی كردم و رفتم روزنامه تا گزارش و تمام كنم.


شماره روزنامه: 2178
پنجشنبه 25 شهریور 1389
7 شوال 1431

16 September 2010





نوع مطلب : بیمه، بیمه عمر، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :